در اقتصاد امروز، مزیت رقابتی دیگر صرفاً در وسعت اراضی، منابع آب یا حجم سرمایه فیزیکی خلاصه نمیشود، بلکه در سرعت تبدیل ایده به محصول و تبدیل یافته آزمایشگاهی به ثروت پایدار نهفته است. شعار امسال، «سرمایهگذاری در تولید با پشتوانه پژوهش و فناوری»، دقیقاً بر همین گلوگاه راهبردی تأکید دارد.
بخش کشاورزی ایران سالانه حدود ۱۲ تا ۱۵ همت از محل اعتبارات دولتی، دانشگاهی و پژوهشی، هزینه تحقیق و توسعه میکند که سهم آن از تولید ناخالص بخش کشاورزی حدود ۰.۶ تا ۰.۸ درصد برآورد میشود؛ این در حالی است که این نسبت در کشورهای پیشرو کشاورزی نظیر هلند، استرالیا و کرهجنوبی بین ۲ تا ۳ درصد است. این فاصله بهروشنی نشان میدهد که هنوز پژوهش در اقتصاد کشاورزی ایران به سطح اهرم محرک تولید نرسیده و در بسیاری از موارد، در مرز مقاله و گزارش باقی مانده است.
بر اساس پایشهای انجامشده در وزارت جهاد کشاورزی، طی دهه اخیر بیش از ۱۸ هزار پایاننامه و طرح پژوهشی در حوزههای زراعت، باغبانی، دام، طیور، شیلات، آب و خاک و صنایع غذایی تولید شده است، اما نرخ نفوذ واقعی این یافتهها در سطح مزرعه و واحد تولیدی کمتر از ۳۰ درصد برآورد میشود. به بیان دقیقتر، از هر سه دستاورد علمی، تنها یکی به مرحله کاربرد عملی میرسد و از این میان نیز کمتر از ۱۰ درصد به تجاریسازی پایدار منتهی میشود. این آمار، زنگ خطری جدی برای نظام تحقیق و توسعه بخش کشاورزی است.
تجربه طرحهای موفق نشان میدهد هر جا حلقه اتصال «دانشگاه ـ مرکز تحقیقاتی ـ مزرعه ـ بازار» بهصورت کامل شکل گرفته، بازدهی سرمایهگذاری بهطور معناداری افزایش یافته است. بهعنوان نمونه، در پروژههای بهنژادی بذر گندم متحمل به تنش خشکی که در سالهای اخیر به مرحله بهرهبرداری رسیدهاند، متوسط عملکرد در مزارع دیم از حدود ۹۰۰ کیلوگرم در هکتار به بیش از ۱۴۰۰ کیلوگرم افزایش یافته است؛ یعنی رشدی بالغ بر ۵۵ درصد، آن هم بدون افزایش مصرف آب. این نمونه، مصداق روشن تبدیل پژوهش به تولید اقتصادی است.
در حوزه دام و طیور نیز، با بهرهگیری از فناوریهای نوین اصلاح نژاد و بهینهسازی جیرههای خوراک مبتنی بر پژوهشهای داخلی، ضریب تبدیل غذایی در واحدهای پیشرو مرغداری از حدود ۲ به کمتر از ۱.۶ کاهش یافته است که به معنای صرفهجویی سالانه صدها هزار تُن نهاده وارداتی و کاهش مستقیم هزینه تمامشده تولید است. این دستاوردها بهروشنی نشان میدهد که پژوهش، اگر بهدرستی به چرخه تولید متصل شود، دقیقاً معادل کاهش هزینه، افزایش بهرهوری و تقویت تابآوری اقتصادی عمل میکند.
چالش اصلی امروز ما نه کمبود ایده و پژوهش، بلکه ضعف در نظام تجاریسازی، نبود نظام انگیزشی مؤثر برای پژوهشهای کاربردی، گسست نهادی بین دانشگاه، مراکز تحقیقاتی و بخش خصوصی و همچنین ضعف سرمایهگذاری خطرپذیر در بخش کشاورزی است. سهم شرکتهای دانشبنیان کشاورزی از کل زیستبوم فناوری کشور هنوز کمتر از ۷ درصد است، در حالی که این بخش بیش از ۱۲ درصد تولید ناخالص داخلی و حدود ۱۷ درصد اشتغال کشور را در اختیار دارد؛ این عدم تناسب، بیانگر شکاف ساختاری در سیاستگذاری علم و اقتصاد کشاورزی است.
وزارت جهاد کشاورزی در سالهای اخیر، با جهتدهی جدید به نظام برنامهریزی، تلاش کرده است حرکت از «پژوهش برای پژوهش» به سمت «پژوهش برای بازار» را تسریع کند. توسعه خوشههای فناوری کشاورزی، تقویت مراکز رشد، حمایت هدفمند از شرکتهای دانشبنیان، راهاندازی مزارع نوآور، و پیادهسازی الگوی انتقال فناوری از جمله محورهایی است که با هدف افزایش نرخ تجاریسازی دستاوردهای علمی در دستور کار قرار گرفته است.
امروز دیگر نمیتوان کشاورزی را تنها یک فعالیت تولیدی دانست؛ کشاورزی پیشران امنیت غذایی، امنیت اقتصادی و حتی امنیت اجتماعی کشور است. هر درصد افزایش بهرهوری ناشی از فناوری، مستقیماً به کاهش وابستگی ارزی، کاهش فشار بر منابع آب و خاک و افزایش درآمد کشاورزان منجر میشود. برآوردها نشان میدهد اگر تنها ۵۰ درصد از یافتههای پژوهشی موجود بهصورت عملیاتی وارد چرخه تولید شود، ارزش افزوده بخش کشاورزی سالانه بیش از ۱۵۰ همت افزایش خواهد یافت.
هفته پژوهش و فناوری باید نقطه بازاندیشی جدی در مسیر طیشده و ترسیم آیندهای مبتنی بر اقتصاد دانشبنیان کشاورزی باشد. سرمایهگذاری در تولید، بدون پشتوانه پژوهش، سرمایهگذاری پرریسک و ناپایدار است؛ همانگونه که پژوهش بدون پیوند با بازار، اتلاف منابع و فرصتهاست. آینده بخش کشاورزی ایران، در گروی پیوند واقعی آزمایشگاه با مزرعه و پیوند دانشگاه با بازار است؛ پیوندی که اگر بهدرستی محقق شود، میتواند بخش کشاورزی را به یکی از پیشرانهای اصلی رشد اقتصادی کشور تبدیل کند.
✍🏼 اکبر فتحی
معاون برنامهریزی و اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی